آب عنصر نخستين است که همه چيز از آن آفريده شده و بنابراين يک نماد باستاني
براي زهدان و باروري به شمارمي رود. دربسياري ازاساطيرآفرينش درهندوستان و
خاورميانه و مصر، اسطوره هايي وجود دارند که وجود يک اقيانوس کيهاني را پيش از
پيدايي جهان مطرح مي کنند.
آب منشا همه مخلوقات است. نماد مادر کبير، به صورت باران يعني نيروي لقاح ايزد
آسماني و مفهوم باروري را مي رساند.
در باورهاي ايران باستان، زمين از آب پديد آمده بود و در بين النهرين، اقيانوس
نخستين، زاينده آسمان و زمين بود. در اسطوره هاي كنعان بيشتر خداياني که با
آفرينش پيوستگي دارند، يادآور آب هستند.
گاهي منظور از آب، آب پشت است. در زبان سومري، حرف "a" به معناي آب بود. اما عامل زاد و ولد هم معني مي داد. در رمزپردازي جنسي آفرينش کيهان، آسمان زمين را در آغوش مي گيرد و با باران باردار مي کند.
آب همچنين به عنوان منبع حاصل خيزي است و رمز کل چيزهايي است که بالقوه وجود دارند. آب مثل مار نشانه تجديد حيات و دگرديسي هم به شمار مي رود.
آب نماد عقل و خرد هم هست. در ريگ ودا نخستين موجودي که پس از ترکيب محرک نخستين و ماده آغازين يعني آب، پديد آمد عقل کل بود. در اساطير آفرينش بين النهرين مهمترين ويژگي "انکي" خداي آب شيرين، هوش و عقل زياد بود. در پي همين مفاهيم بود که آب – بانوان نمايندگان خرد شدند و آناهيتا يکي از آن ها بود.
در اوپانيشادها، نطفه و آب، پديد آورنده نور و بقا هستند. در واقع آب، مايع شده نور است. ما غالبا از نور معرفت مثال مي زنيم. در اين صورت است که آب ويژگي حکمت نور را به ارث مي برد. براي همين کساني که به نور معرفت يا حکمت دست يافته اند به نحوي تصور مي شوند که از روي آب رد مي شوند.
آب سمبل تطهير است. در بيشتر اديان طهارت با آب انجام مي شود. از آن جا که طهارت بازگشت به پاکي است، آب نماد نوزايي هم به شمار مي رود.
کلید واژگان : اسطوره- آب- آناهیتا- ایران- پرستشگاه
مقدمه:
در فرهنگ ملی ایران آب دارای ارزش و اعتباری ویژه بوده است.
ایرانیان از دوران باستان آب را مظهر پاکیزگی میدانستند و این موضوع در نوشتههای مذهبی و براساس روایات دینی اوستایی مورد تأکید بوده و در شاهنامهی فردوسی نیز به این موارد اشاره شده است. مثلا اینکه از مهمترین دستورات زرتشت برای زندگی بهتر؛ دوری از گناه و پرهیز از دروغ، خود داری از آلوده کرده عناصر چهارگانه موثر بر زندگی بشر که آب، باد، خاک و آتش هستند . ایجاد آبادانی و کاشت گیاه و درخت، خشکاندن مردابها و ماندابها، از بین بردن حیوانات موذی، حفر قنات و چاه برای آبیاری و مهمتر از همه کشاورزی بوده است.از تقدس آب نزد ایرانیان همین بس که «میهن» و «زادگاه» را «آب و خاک» می نامند.
از جمله مواردی که در شاهنامه به آئینهای استفاده از آب در پاکی و پاکیزگی در امور دینی اشاره شده است میتوان به این مورد اشاره کرد؛ هنگامی که کیخسرو و کیکاووس قصد رفتن و زیارت «آذرگشسب»؛ در آذربایجان را دارند تا پس از راز و نیاز با خداوند بزرگ به دنبال یافتن افراسیاب بروند، میبینیم که آنها باید در هنگام ورود به آتشکده، دست و پا و سر و تن خود را بشویند تا پاک شوند و بعد داخل آتشکده روند.
حتی ایرانیان قبل از زرتشت عناصر چهارگانه، یعنی باد، خاک، آب و آتش را گرامی میداشتند و آن را به وجود
آورندهی گیتی و گردانندهی نظام هستی میشمردند.
اناهیتا
اناهیتا در زبان اوستایی نام یک پیکر کیهانی هند و ایرانی است که ایزد بانوی آبها پنداشته و ستوده میشود و از این رو با نمادهایی چون باروری شفا و خرد نیز همراه است در سه هزاره اخیر ایزد موکل آب و باران جایگاهی مخصوص دذاشته است و اناهیتا ایزد اب در ایران باستان یکی از بزرگترین و محبوبترین ایزدان اریایی و ایین زرتشت بوده است
در باور ایرانیان باستان الهه ی اب فرشته ی نگهبان چشمه ها و باران و نماد باروری و عشق و دوستی بوده است و زن و زایش و ابادانی و قدرت در کنار هم معنا یافته اند
اناهیتا نام ایزد بانوی اب و باران در مذاهب ایران باستان است
بسیاری از خصوصیات این ایزد بانو با ایشتار نزدیکی دارد که مورد پرستش اقوام سامی از جمله بابلیان بود
هر دوی این ایزدان به سیاره ی ناهید مربوطند
به احتمال زیاد اناهیتا نیز چون میترا از ایزدان پیش از پیدایش زرتشت بوده اند که توسط مردم ایران و نواحی اطراف و لو به نام های دیگر مورد ستایش قرار میگرفت
اناهیتا ظاهرا با جنگاوری نیز مربوط بوده است و باور بر این بود که پهلوانانی را که به پیشگاه او قربانی کنند در جنگ با دشمن یاری میدهد
در دوران ساسانیان این الهه یکی از الهه های مورد پرستش ایرانیان شد
با وجود دیرینگی و نفوذ پرستش میترا در ادوار پیش از ظهور زرتشت بعدها این ایزد در میان ایرانیان تا اندازه ای به فراموشی سپرده شد اما در مقابل چنین جریان فکری و دینی ناهیدذ چنان مقامی در باورهای ایرانیان بدست آورد که نه تنها پرستشگاه های بسیار زیاد و مجلل و باشکوهی از او میبینیم بلکه تندیس و نمادهای این ایزد بانو در اینجا و انجای این سرزمین پهناور به جا مانده است
الهه ی آب آناهیتا و نماد زنانگی در ایران باستان
آناهیتا الهه ی آبها، زمین و باروری، نگهبان همه چشمه ها و آبهای جوشان بوده؛ در نبردها او را دوشیزه ای زیبا بلند بالا و کمر باریک توصیف کرده اند که بر گردونه ای با چهار اسب یک رنگ و یک اندازه میراند
ایزدبانویی که در میان نیاکانمان از چنان قداستی برخوردار بوده که در جای جای امپراطوری بزرگ ایران باستان برایش معابدی میساختند و مشتاقان و آرزومندانش، جهت پرستش و ادای نذورات، فرسنگها راه میپیمودند تا خود را به این معابد برسانند
در باور ایرانیان الهه آب فرشته نگهبان چشمه ها و باران و نماد باروری، عشق، زنانگی، زیبایی،
پاکی و خلاصه کلام همه چیزهای خوب بوده است
ایرانیان باستان در دوره مادها پیرو آیین میتراییسم (مهرپرستی) بودند و نیایشگاههایی دخمه مانند اغلب درون غارها یا در دل کوهها میساختند و در آنجا به پرستش خدای مهر میپرداختند ولی از دوره هخامنشیان و سپس اشکانیان کم کم میترا به فراموشی سپرده شد و جای خود را
به آناهیتا (الهه آبها) بخشید و آناهیتا (آناهید) که به باور آنها از سیاره ناهید آمده بود از تقدس بسیار بالایی برخوردار شد.
آناهیتا الهه ی آبها، زمین و باروری، نگهبان همه چشمه ها و آبهای جوشان بوده؛ در نبردها او را دوشیزه ای زیبا بلند بالا و کمر باریک توصیف کرده اند که بر گردونه ای با چهار اسب یک رنگ و یک اندازه میراند
ایزدبانویی که در میان نیاکانمان از چنان قداستی برخوردار بوده که در جای جای امپراطوری بزرگ ایران باستان برایش معابدی میساختند و مشتاقان و آرزومندانش، جهت پرستش و ادای نذورات، فرسنگها راه میپیمودند تا خود را به این معابد برسانند
در باور ایرانیان الهه آب فرشته نگهبان چشمه ها و باران و نماد باروری، عشق، زنانگی، زیبایی،
پاکی و خلاصه کلام همه چیزهای خوب بوده است
ایرانیان باستان در دوره مادها پیرو آیین میتراییسم (مهرپرستی) بودند و نیایشگاههایی دخمه مانند اغلب درون غارها یا در دل کوهها میساختند و در آنجا به پرستش خدای مهر میپرداختند ولی از دوره هخامنشیان و سپس اشکانیان کم کم میترا به فراموشی سپرده شد و جای خود را
به آناهیتا (الهه آبها) بخشید و آناهیتا (آناهید) که به باور آنها از سیاره ناهید آمده بود از تقدس بسیار بالایی برخوردار شد.
اناهید در متون دینی و اساطیری
در مزدیسنا آناهیتا دختر اهورامزدا و اسپندارمذ می باشد که مونث می باشد.
در یشت، قسمت آبان یشت به آناهیتا پرداخته شده است
.او فرشتهای زیبا بلند بالا و دلیر با بازوان سپید توصیف شده است.
در اساطیر ایرانی او سرچشمهٔ همهٔ آبها و منبع همه باروری هاست.
در ارمنستان او را زندگی بخش، مادر خردها و خیرخواه همه نژاد بشر میدانستند
پرستشگاه ها
از میان پرستشگاههای معبد آناهیتا (کنگاور) معبد آناهیتا (کازرون)، معبد آناهیتا (رفسنجان)و شوش که ویرانههای آنها هنوز پابرجاست، از همه مجللتر بودهاند.
استرابون، مورخ رومی نیز در کتاب خود از وجود پرستشگاههای ناهید در آناتولی خبر میدهد.
لازم به ذکر است که پل ورودی شهرستان پلدختر در ایران باستان به اسم پل آناهیتا معروف بوده است و چون
آناهیتا اسم دخترانه است در گذشته بومیان این پل را به اسم پل دختر می خوانده اند
اناهیتا الهه ی آب
آناهیتا الهه آب،همواره در تاریخ ایران باستان،از تقدس و احترامی خاص برخوردار بوده است و از آنجا كه آب را
مظهر پاكی و حیات خود میدانستند برای پاسداری آن، فرشته نگهبانی بنام آناهیتا قرار دادند كه این فرشته
مورد احترام و تقدس آحاد مردم بوده و برای او معابد و تندیس های بسیاری ساخته اند. از جمله این معابد،
معبد ناهید در همدان بوده است كه اشیاء قیمتی این معبد در حمله اسكندر تاراج شد و باقیمانده آن نیز توسط (( آنیتوخس )) كه از سلاطین مقتدر (( سلوكیه )) بود، در عهد اردوان اول، غارت شد.برخی از دانشمندان را عقیده بر آن است كه قدمت این معبد به عهد هوخشتر یا جانشین او استیاج می رسد.معبد معروف دیگری در كنگاور است كه از شهرت بیشتری نسبت به معابد دیگر برخوردار است.خاور شناسان درباره آناهیتا نوشته اند: كه ممكن است ناهید ایرانیان از اثر نفوذ الهه سومر، موسوم به (( ایشنار )) كه بعدها در بابل و آشور هم پرستش می شد، بوجود آمده باشد.ایشنار، كه مادر و مولد نوع بشر تصور می شده در برخی از خصایص، شباهتی با ناهید دارد و ممكن است بعدها در بیرون از حدود ایران،بعضی از خصایص و رسوم دینی این الهه را ضمیمه پرستش ناهید ایرانی كرده باشند.در زمان حكومت هخامنش،اردشیر دوم،ستایش ناهید را در قلمرو حكومت خود رواج داد و مجسمه های زیادی از آناهیتا در معابد برپا نمود.آثار خطوط میخی كه از اردشیر دوم باقی مانده است،دال بر این است كه پادشاه ستایش ناهید و مهر را رواج داده است.مخفف واژه آناهیتا، ناهید است كه بعدها به ستاره زهره شهرت پیدا كرده كه آنرا الهه وجاهت،زیبائی،موسیقی و بالاخره الهه عشق می دانند چرا كه آب را سر منشاء حیات می دانستند و عالی ترین پدیده حیات را عشق نامیدند و وجه اشتراك حیات و عشق را در این میدانستند كه بدون وجود هر یك از آنها، زندگی مفهومش را از دست می دهد.بدین لحاظ،ستاره زهره را مظهر عشق می دانند و از گذشته های دور،برای این ستاره زیبای فلكی داستانهاو اشعار عاشقانه بسیاری ساخته اند.در افسانه های اساطیر یونان،این ستاره به نام ونوس ( آفریدت) الهه عشق و زیبائی لقب گرفته است.ویلیام شكسپیر،شاعر ونویسنده مشهور انگلیسی با اتكاء به ادبیات یونان، روایتی از
افسانه ونوس و آدونیس را بنابر ذوق خود به تصور درآورده كه در ادبیات انگلیس شهرت بسزایی دارد
ستایش اناهیتا الهه ی اب توسط ایرانیها
باید دانست که این توجه به وجود آب در کنار آتشکدهها، نشانگر توجه ایرانیان به نیایش آب و الهه آن یعنی «آناهیتا» در کنار آتش است. در آئینهای کهن ایران، ناهید یا ایزد پاکی و آب، ستوده شده است و سرچشمه آبهای پاک در اوستا، مانند ایزدان دیگر نیایش شده است. اعتقادی که از دورهی باستان در باور مردم ایران درباره تقدس آب و آناهیتا (الههی آب و پاکیزگی) وجود داشته از نظر اجتماعی نیز تأثیرگذار بوده و آداب و رسوم بسیار از آن نشأت گرفته است. مثلا اینکه در زمان ساسانیان در برخی روستاها رسم بود دختران شوهر نکرده، آب در سفرهی هفت سین را از چشمهسارها و بویژه از زیر آسیابها بیاورند. چون معتقد بودند نوروز هنگام زایش و باروری است و کوزهی آب که نمادی از آناهیتا است باید در سفرهی نوروزی گذاشته شود. جایگاه آناهیتا، در آب دریاها و چشمهسارهاست و هنگامی که آب سفرهی نوروزی از زیر آسیابها برداشته شود، برکت گندم و جو آرد نشده را نیز خواهد داشت و موجب گشایش کار خانواده در سال نو خواهد شد.
توجهی که مردم به تقدس آب و الههی آن دارند و همچنین به دلیل نیازی که همواره با توجه به خشکی سرزمین خود به آب داشتهاند، موجب شد که روز سیزدهم نوروز هم مراسم ویژای داشته باشند. آنها، این روز را به ایزد (تیر) یا (تیشتری) متعلق میدانند و برای طلب باران از این ایزد به صحرا میرفتهاند. در باور مردم این ایزد همواره با ایزدی دیگر که دیو خشکی و خشکسالی است و «اپوش» نام دارد در جنگ و کشمکش است و اگر شکست بخورد گیاهان میخشکند و خشکسالی میشود و اگر پیروز شود، سرچشمهی آبها به نیروی اسبی روان می گردند و سرزمینها از سال خوب و خوشی بهره مند میشوند. بنابراین برای اینکه ایزد باران پیروز شود، لازم بود که همهی مردم در نماز از او نام ببرند و او را بستایند و از او طلب باران کنند در پیوند هستند
به نظر میرسد 13 نوروز، روزی است که مردم ایران در همهی سرزمینهای ایرانی طلب باران میکردند. همچنین سپردن سبزههای تازه دمیده نوروزی به آب روان جویبارها تمثیلی است از دادن هدیه به ایزد آب (آناهیتا) و ایزد باران و جویبارها تا به این طریق تخمه بارور شدهای را که ناهید، فرشته موکل آن بوده است به خود ناهید بازمی گردانند و گیاهی را که ایزد تیر، پرورانده است به خود وی بازمی سپرند، تا موجب برکت و باروری و فراوانی آب در سال نو باشد.
آب از منظر ادیان و تمدنهای باستان
آب به عنوان اساسیترین عامل تولید، در شكلگیری و سقوط تمدنهای كهن نقشی تعیینكننده داشته است. از نظر باستانشناسان، نخستین آبادیها در نزدیكی رودها و دریاچهها پدید آمدهاند. بسیاری از جامعهشناسان عقیده دارند كه نخستین تمدنهای جهان در نزدیكی رودهایی چون سیحون و جیحون، سند، دجله و فرات و نیل در آسیا و شمال آفریقا به وجود آمدهاند.
آب در اساطیر كهن، عنصری است ازلی و غیرمخلوق كه نقش درجه اولی در پیدایش طبیعت و تحولات آن ایفا میكند. برخی اساطیر بابلی در باب «افسانه خلقت» در آن واحد، آب را هم خدا و هم ماده معرفی میكنند. در این اسطورهها، آب اولین موجود هستی است و وجودی ازلی دارد. از نظر بابلیان، دو وجود ابدی و ازلی به نامهای آپ- سو (موجودی مذكر و ایزد آبها و دریاهای شیرین) و تیامت (موجودی مؤنث و ایزد بانوی اقیانوسهای شور) سرچشمه و آغاز گیتی به شمار میآمدند و هر موجودی از آمیزش این دو به وجود آمده بود (زمین و آسمان و آلهه دیگر از این دو الهه پدید آمدهاند). كلمه آپ- سو از دو بخش آپ و سو تشكیل شده است. «آپ» همان آپ در اوستا و آب در زبان فعلی ماست كه در هر سه فرهنگ به معنای ماده حیاتبخش مورد استفاه قرار گرفته است. واژه سو نیز در زبان تركی به معنای آب میباشد. این كلمات و داستانهای مشترك ریشه در همبستگی شرق كهن دارد. «ائا» كه نام دیگرش انكی بود ایزد آسمان و سومین ایزد بزرگ بابل میباشد؛ ائا نامی سومری و به معنی «خانه (معبد) آبها» میباشد.
در یكی دیگر از افسانههای بابلی، جهان را بهمانند تودهای ضخیم از آب دانستهاند كه در طی مراحل مختلف آفرینش به تدریج ایزدان گونهگون از دل آن پدید آمدهاند. از میان این ایزدان آن كه صاحب دانش، هوش و خرد برتری نسبت به سایرین بود زمین را آفرید. به فرمان او طوفانی عظیم بهپا شد. زمین خشك از دریای آب جدا گشت، در این حال جهان به آرامش رسید و كارها منظم گردید. مرز بین دریاهای آسمانی و زمینی مشخص گردید و در نهایت رودها پدید آمده و هر یك مرزی جداگانه پیدا كرد.
در بینالنهرین، در میان قوم سومری نیز آب در آفرینش سهیم و دارای نقش بود. در این تمدن، جهان، قبل از آفرینش در خواب بود. «انكی»[1] خدای آب اولین خدایی بود كه دست به آفرینش زد و در پاسخ كی سیل (بانوی باكره) كه از وی طلب آب حیات میكند، به آفرینش آب دست میزند و از دهانه جوشان چشمهها، برایش آب بیرون میآورد و آب شیرین را در قلمرو پهناورش به فوران میاندازد.
شهرش را با آبی فراوان سیراب میكند.
چاههای آب تلخش، چاههای آب شیرین میگردد.
كشتزارهایش را از غلات میپوشاند.
«انكی» نه تنها آب را میآفریند بلكه در همكاری با خدای زمین «نینتو» به آفرینش حیات اقدام میكند و همه چیز را میآفریند. حتی در آفرینش انسان، كار اصلی، كه همان دمیدن روح است، بر عهده اوست.
در میان سومریها، خدای آب و خدای خرد و هنر جادوگری، یك فرد بود و این امر بیانگر اهمیتی است كه آب در ذهن سومریها داشت.
در نقشی كه بر روی یكی از مهرهای استوانهای شوش حك شده ایزد بانویی كه ظرف آبی در دست دارد دیده میشود كه با احتمال قریب به یقین الهه آب را نشان میدهد كه آب حیاتبخش را به بندگان خود تقدیم میكند. این ایزد بانو شاید همان ائای سومری- بابلی باشد كه آفرینش بشر را به وی نسبت میدهد.
در تمدن فینیقیه، خدای «ئل» در رأس ایزدان فینیقی قرار داشت. وی فرمانروای سرزمین كنعان بود كه رودها را به سوی اقیانوس رهنمون میكرد و بدینگونه زمین بارور میگردید. ئل مالك آبها و آفریننده سایر ایزدان و موجودات در عالم هستی بود. او امواج را در آسمان نگاه میداشت و دوباره به صورت باران بر زمین میبارید. همه محصولات به اراده بعل، الهه باد و باران، مرتبط میشد و او بخشنده آب برای مزارع و رطوبت برای گیاهان بود.
مصریان برای نخستین بار علایم آبهای روان را روی پاپیروس یا سنگ تصویر مینمودند. آنها به توده آبی عمیق و لایتناهی اعتقاد داشته كه از آسمانها، جهان و تمام پدیدهها به وجود آمدهاند؛ به دلیل جنبه خدایی آب، هر كس در آب غرق میشد سعادتمند بود و مغروق خدا را مخلوق خدا میدانستند. در مصر معابدی بسیار منسوب به آب وجود داشت. آنها برای آبها گاو نر، اسب و انسان قربانی میكردند. رود نیل رود مقدس به حساب میآمده و عامل پرستش بوده و هستی مصریان ارتباط مستقیمی با آب این رودخانه داشت. الهه رودها سارساوادی نامیده میشد كه مطابق با آناهیتای ایرانیان بود. او سمبل پاكی و شجاعت و مادری بود.
در اعتقاد مصریان باستان، جهان چیزی جز آب راكد نبود. آنان بر این باور بودند كه عالم را اقیانوسی آغازین به نام «نان» فرا گرفته است؛ آبهای ساكن و بیحركت كه زمین همچون تپهای از آن سر برآورد و حیات آغاز شد و بر این نیز تاكید داشتند كه فرجام عالم نیز با بلعیده شدن زمین توسط آبهای سرگردان تحقق خواهد یافت. از این روی آغاز و انجام زندگی و جهان از دو سو با آب محدود است. در باور آنان نه تنها و زندگی و عالم سر از آب برمیآورد بلكه خدای اصلی و پرقدرتی همچون «آتوم» نیز از آبهای سرگردان بیرون میآید. در روایت هرموپولیتی از آفرینش، اقیانوس آغازین آرام و بیحركت «نان» و «نانوت» از هشت خدای اصلی شمرده میشود. بر پایه این روایت در باور مصریان قدیم، آب یا همان اقیانوس آرام و بیحركت، در جایگاه خدا نشسته است.
از نظر آنان مصر هدیه نیل است كه از آب آن حیات موجودات تضمین میشده و از طغیان آن و به جای گذاشتن گلولای سودمند زمین بارور میگشته است. طبیعی است كه مصریان نیل را به مثابه خدایی میپنداشتند كه حیات را به مصر بخشیده است. خنوم ایزد باروری و آفرینش بود كه به شكل قوچ یا بز نر تجسم میشده است. وی نماد رود نیل بود و معبدش در ناحیه كاتاركت كه مصریان باستان آنجا را سرچشمه نیل میپنداشتند، قرار داشت. مصریان به خنوم به عنوان سرور آب خنك و خدای آبشار نیل نگاه میكردند. وی را پاسدار دو چشمه از چشمههای نیل در جزیره بیلسان میدانستند و وقتی كه 7 سال قحطی در مصر بوجود آمد مردم 12 قطعه زمین در حاشیه رود نیل به وی وقف كردند و پس از آن خشكسالی برای همیشه از مصر رخت بربست. این ربالنوع با الههای به نام «هكت» كه الهه آب است ازدواج كرده و با همكاری هم، شاهان و ملكهها را آفریدهاند.
به عقیده هندیان باستان، زمین نیمكره بزرگی بود كه بر دوش 40 پیل ژیان قرار داشت. پیلان خود بر لاكپشتی بزرگ آبی به نمایندگی خدا ویشنو، و لاكپشت نیز بر روی مار كبری كه نمادی از آب است ایستاده است.
كتاب ریگودا كه جزئی از كتب چهارگانه ودا (شامل ریگودا، یاجور ودا، سامهودا و واثروهودا) میباشد از قدیمیترین كتاب دینی بشریت محسوب میشود و تاثیر بسزایی بر سایر ادیان شبهقاره هند گذاشته است، به طوری كه عده زیادی از مردم هند از این دین یعنی ودایی یا هندو پیروی میكنند و دین برهمایی نیز از دل همین دین بوجود آمده است.
در این دین «وارونا» در آغاز خدای گنبد آسمان بود كه همه چیز را فرا میگرفت. او همواره با آبها و اقیانوسها مرتبط بود به طوری كه با گذشت زمان این ارتباط صفت اصلی وی گردید. اصلیترین و مهمترین خدای فضا (برزخ میان آسمان و زمین) «ایندرا» بود كه در عین حال مهمترین ایزد ریگودا نیز به شمار میآید. او خدایی بود كه آبهای كیهانی را برای استفاده موجودات زمینی و حفظ حیات جاری ساخت.
در ریگودا اشعار و ادعیههایی دیده میشود كه رستگاری و نجات از اهریمنان را در رسیدن به بهشتی پر آب دانسته: باشد كه در آسمان و زمین، ما را از اهریمن هراسانگیز حفظ كند. باشد كه ما به آسایش و به اردویی پر از آب دست یابیم. ریگودا 1، 185
نزد هندیان باستان ایزدانی همچون وارون، میترا، ویشنو، ایندرا، رودر، سرشواتی، اپمنپا، شیوا و لكهشی با آب و مسائلی همچون آفرینش آب، آبزایی و پدید آمدن خود ارتباط مستقیم دارند. در داستانهای ودایی، ویشنو یكی از ایزدان سهگانه است كه از صفات او تحریك و جاریبودن به شكل آب است به نحوی كه همه جا را فرا میگیرد. آیین تطهیر هندوان در رودخانه گنگ بازمانده آیینی است بس كهن كه ریشه در اعتقادات ودایی و برهمایی دارد.
در واقع در میان هندیان «ایندره» (خدای باران) از تمام خدایان دیگر قدرتمندتر و محبوبتر است و نه تنها در آفرینش آب بلكه در پیدایش همه چیز نقش دارد. ایندره تمامی وفور زندگی، كیهان و انرژیهای زیستشناسانه را در خود دارد، آبها را روان میسازد، ابرها را میگشاید، گردش شیره گیاهی و خون را تسریع میكند و بر تمامی تریها حاكم است و هر نوع باروری را تضمین میكند. متون كهن او را ایزد «هزار بیضه»، «ارباب مزارع»، «گاو زمین»، «بارور كننده مزارع، جانوران و زنان» مینامند.
در اساطیر یونانی «نایادها» به عنوان پریان آب معروف بودند. هر رود و رودخانهای پری مخصوص به خود داشت. مانند اسكورات، ملتزمین زئوس، پوسیدون و آفردیت. نایادها حامیان طبیعت بودند و صداهایی كه از طبیعت شنیده میشد به آنها نسبت داده بودند.
در اساطیر یونانی خدایان بسیاری به عنوان خدایان آبها، رودخانهها و دریاها و دریاچهها بودند. نایادها پریان آبها بودند كه در قعر دریا میزیستند. نروس فرزند اقیانوسها بود و 50 دختر زیباروی او حامیان مسافران دریاها بودند. نپلن خدای ابرها بود. پوسیدون از همه معروفتر بود و حیوان بسیار عزیز و مقدس او اسب بود و امواج دریا با اسبهایی كه روی دو پا بلند میشدند مقایسه میشد. او به وسیله سه شاخهای كه در دست داشت طوفانهای عظیمی را به وجود میآورد.
پروتوس، پیشگوی دریا بود و مانند دریا میتوانست قیافه و ماهیت خود را تغییر داده و در قالب حیوانی در آید كه خود میخواست. او بیشتر اوقات از دریا بیرون میآمد و آینده را پیشگویی میكرد. مردم تراوا برای رودخانهها قربانی میكردند و حیوانات زنده مانند گاو و گوسفند و اسب را به آب میدادند. روستائیان هنگام عبور از رودخانه سبزهای به عنوان هدیه به آب میدادند. بزرگترین خدای رودها آلكیس بود. هرو حتی او را خدای تمام چشمهها، رودها و دریاها مینامید. در بطن تمام این خدایان در یونان باستان، این آب است كه مورد پرستش است. خدایان آب مانند دریا هم نیكی و هم بدی میكردند. نایادها از زمان خلقت دریاها به وجود آمده بودند و با آنها میزیستند. در اساطیر یونان آمده كه نایادها بعدها به قالب انسان در آمده و مانند قهرمانان یونان محسوب میشدند.
سرشناسترین آنها تدیس دختر اورانوسوگی و مادر اكلیس الههی دریاها بود. او میتوانست به شكلی درآید كه خود میخواست. نایادها كه پریان دریا بودند خواهران او به حساب میآمدند. پریان دریایی 50 نفر بودند كه در قعر دریاها در قصر پدر زندگی میكردند. هسپن دختر اقیانوس و لارمدون، برای طعام هیولای دریا به صخرهای میخكوب شده بود. هركول وقتی او را در چنین شرایطی میبیند هیولای دریا را میكشد و او را نجات میدهد.
در میان یكی از قبایل بدوی آفریقا باران بهای تلاش انسان در یافتن فرزند گمشده خدای اصلی است. در بین این قبیله، پسر خدای اصلی به زمین میآید و «اندریانا ناهاری» انسان را از آسمان به زمین فرستاد تا پسر وی را بیابد گرچه انسان تلاش بسیار در یافتن فرزند خدا كرد لیكن نتیجهای نگرفت و خدا در مقابل این تلاش خالصانه، آب را به انسان هدیه داد.
در افسانههای چینی، از باران و آب، رود و دریا به عنوان جزئی از موجود نخستین یاد شده است. در این افسانهها موجودی نخستین به نام «پانكو» از بینظمی و آشوب مطلق كه قبل از آفرینش بر جهان حاكم بود به وجود میآید و از اشك او دریاها و رودها و از تنفسش باد بوجود میآید. در بعضی از این افسانهها رودها و دریاها از گوشت تن پانكو بوجود میآید و در بعضی دیگر از خون او و باران از عرق تن وی بوجود میآید.
در ادیان فلسفی چین گرچه نامی از خدایان و ربالنوعها نیست، لیكن در پارهای از آنها نظیر مكتب فلسفی «دائو» تنها مظهر طبیعی كه به دائو شباهت دارد آب میباشد؛ زیرا آب با نرمی و صبوری سختترین چیزها را با خود میبرد و در سكون و آرامش، همه چیز را میشوید و صیقل میدهد و در عین حال دارای نیروی مهیب و قوی است كه سختترین سنگها را به سنگریزه تبدیل میكند. با این همه وقتی ساكن است زلال میباشد و این اوصاف در دائو وجود دارد؛ زیرا دائو حقیقت نهایی است كه در میان همه چیز است و در عین حال ورای همه چیز است و نیروی پوینده طبیعت است و همه چیز اوست و مادر تمامی جهان میباشد.
انسان كامل همچون آب است؛ مدام كه میرود خدمت میكند و همچون آب در جستجوی مقامی نازل است.
در این مكتب فلسفی بهترین تمثیل همگون با حقیقت مطلق كه انسان و هستی در پی آن است، همان آب است و آب، ارج و مقام بالایی دارد و میتواند بشر را در رسیدن به دائو راهنمای خوبی باشد.
بومیان استرالیایی خدایی را به نام نگوگونگی میپرستیدند كه خدای آب و برترین خدایان بود.
مغولها و طوایف تاتار برای چشمههای مقدس قوچ و خروس قربانی میكردند.
فنلاندیها خدای آبها را «آهتی» مینامیدند. او پیرمردی متین و با وقار بود، ریش او علوفههای دریایی و لباسش كف آبها بود. وی سلطان امواج بود و گنجهای بسیاری در میان آنها داشت.
در باور میشتكهای مكزیكی نیز جهان، قبل از آفرینش در آب غوطهور بود و آنگاه كه خدایان به وجود آمدند تصمیم بر بیرون آوردن جهان از آب گرفتند و آفرینش آغاز شد:
«... پیش از آنكه سال و روز باشد تاریكی و تیرگی بود. جهان در آب غوطه میخورد. فقط گلولای بود پس خدای پایدار شد كه نامش «آهو» بود و نام دیگرش «مارشیر» و نیز ایزدبانویی به غایت زیبا به نام «آهو» و نام كوچك «مارببر» گفتند كه اكنون آغاز آفرینش ایزدان دیگر است»
در میان تولتكهای مكزیك، آب نقشی در آفرینش ندارد بلكه در از بین بردن اولین دوره خلق كه از خاكستر بود وارد عمل میشود و همه آنان را میشوید و تبدیل به ماهی میكند تا دومین دور آفرینش آغاز شود.
در بین قوم دیگری از اقوام آمریكای مركزی به نام «مایا» اسطورههای آفرینش از فراگیری آب بر زمین قبل از آفرینش سخن میگوید:
«... زمین ابتدا همچون مه، همچون ابر بود، آنگاه صدای كوهها برخاست كه از آب سر بیرون آوردند»
در میان مایاها، كه ذرت غذای اصلی آنها را تشكیل میداد، ایزدان باران از محبوبیت بالایی برخوردار بودند؛ زیرا تنها این ایزدان بودند كه انسان را در رسیدن به ذرت كمك میكردند. در یكی از اسطورههای این قوم آمده است:
«انسان وقتی از طریق مورچهها به وجود ذرت در زیر صخرهها پی برد در صدد به دست آوردن آن شد. لیكن به تنهایی بدان دست نیافت و ایزدان باران كمك خواست و آنان بسیار در این راه تلاش كردند و در نهایت، كهنسالترین ایزد باران با كمك داركوب، سستترین نقطه صخره را كشف كرد و با فرستادن رعد آن را شكافت و ذرت را آزاد كرد تا انسان از آن بهره گیرد».
در میان «مایاویها» خدای باران یكی از خدایانی است كه چهار گوشه آسمان بر دوش اوست.
در میان «آزتیكهای» مكزیك، قلمرو خدای باران بر بلندترین نقطه كوههای پوشیده از برف است.
در بین «بالتوكها»، ایزد باران و ایزد آب از جمله مهمترین ایزدانی هستند كه چهار ایزد در آفرینش آن دو دستاندركار بودند تا در موقع نیاز از آن دو آب خواسته شود. این دو ایزد نه تنها موجب وفور نعمت میشدند حتی خشكسالیها و سیل و یخبندان هم به عهده آنان بود. آن دو همكار بودند و سرایی با چهار حجره داشتند كه در هر كدام یك تغار بود. باران مناسب و رویاننده از یكی از تغارها بنا بر اراده آن دو و توسط ماموران دونرتبه به زمین میبارید و بارانهای نامناسب از تغاری دیگر.
ایزد باران و آب در میان این قوم هم مهربان و امیدوار بود و هم ترسناك و غضبآلود و شاید همین دو چهره متضاد بود كه شاهد قربانی كودكان بسیاری در پیشگاهش میگردید.
در میان باستانیان، ایزد باران و آب چنان با اهمیت بود كه بارها و بارها انسانها در پایش قربانی شدند. در «چیچن ایتسای» مكزیك چشمه مقدسی متعلق به یاماها وجود دارد كه در هنگام خشكسالی انسانهای زنده را به ایزد باران پیشكش میكردند تا سر مهر آید و باران رحمت فرو فرستد. در منطقه سمپو آرا «توتوناكها» برای ایزد باران هر سه سال یك كودك قربانی میكردند و حتی رقصهای خاص باران، زمین و ذرت داشتند.
در میان «تاراسكها» كه قوم دیگری در آمریكای مركزی بودند گرفتن اسیر برای قربانی یكی از اهداف جنگ به شمار میآمد و پس از آنكه اسیران را میگرفتند و برای ایزد باران قربانی میكردند دو نفر از رؤسای قبیله میرقصیدند و در رقص خود رقص ابرها را تجسم میبخشیدند و سپس خون و قلب قربانی را در چشمه مقدس میریختند تا بخاری كه از آن بر میخیزد ابرهای بارانزا را به وجود آورد.
در بین قبایل آزتك مكزیك جشنهای خاصی برای ایزدبانوی آب و دریا اجرا میكردند. در این جشنها كاهنان چهار روز روزه میگرفتند و سپس به دریا میرفتند و یكدیگر را به زیر آب فرو میبردند. اینان برای جوان كردن ایزد باران، كودكان را در چشمهها، دریاچه تسكوكو، مكانهای خاص و حوضچهها قربانی میكردند. در سالهای خشك،، مراسم پرآبورنگتر میشد و علاوه بر قربانی كردن كودكان، كاهنان در دریاچه تسكوكو حمام میكردند و صدای مرغ دریایی را تقلید میكردند. همه این تلاشها برای بر سر مهر آوردن خدای باران بود. آنان برای قربانیان ایزد باران، احترام قایل بودند و تنها آنها را نمیسوزاندند.
«مایائیان» نیز جشنهای بزرگی برای ایزدان باران برپا میكردند كه همراه با قربانی انسان بود تا ایزدان باران بر سر مهر آید و با تبر خود رعد ایجاد كند و از كدوهایشان باران فرستد.
همه این قربانیان، هدیه بشر محتاج به آب و باران برای ایزدان باران، ابر، كوه و ... بود.
نام دیگرش در تمدن بابلی، «ائا» میباشد كه سومین ایزد بابل میباشد و ایزد آسمان است.
نتیجه گیری
خاستگاه آناهیتا به عنوان ایزد بانوی آب ها در زمان های آریایی هم بوده خیلی ها او را همتای آفرودیت
می دانند اما به نظر من آفرودیت الهه ی عشق و شهوت است ولی ناهید با وجود زیبایی از شهرت و لذت
به دور است و دیگر این که مجسمه هایی که از آفرودیت بر جا مانده برهنه بوده است اما مجسمه هایی که اختصاص به این آناهیتا دارد و خصوصیات این ایزد بانو را داراست پوشیده است
طوری که از نوشته ها پیداست او جامعه ای از پوست ۳۰۰ کیلو در تن دارد . آناهیتای اوستا بر فرهنگ شمالی ـ آریایی نزدیک تر است تا به فرداشت بر میان جنوب غربی فلات ایران و بابل.
بنابراین با توجه به اپم نپات در اوستا و سرسوتی ، ایزد آب ها و دریاچه ها در ریگ ودا می توان گمان برد که باورهای ذهنی ـ مذهبی ایرانیان از ایزد آب ، به هنگام تجسم یافتن مادی در معبدها ، به شدت تحت تأثیر برداشت های میزبانان بومی و دیگر ایزدان آب منطقه به ویژه در غرب ایران قرار گرفته است.
با این همه شواهد گویای این حقیقت است که هسته ی بنیادی فرهنگ آناهیتایی ایرانی ـ آریایی بوده است. زیرا آریایی ها به —- طبیعت اعتقاد داشتند مثل خدای آب خدای ماه ، آسمان و ...
منابع
پاکباز -دایره المعارف هنر-مضمون شناسی
شناخت اساطیر ایران-جان هینلز-ترجمه ی احمد تفضلی و اموزگار
حسن دوست-فرهنگ ریشه شناختی زبان فارسی
زرتشتیان و باورها و آداب دینی آنها-مری بویس-ترجمه ی عسگر بهرامی
تقدس آب در فرهنگ ایران -احمد بهمنی قاجار
یادآوری...
ما را در سایت یادآوری دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 1399